آس

روستای آس (هاس) در 35 کیلومتری جاده اهر به طرف کلیبر است این روستا در دامنه شرقی کوه «هاس داغی» واقع شده است از طرف شرق به روستاهای ساری بولاغ و اؤزبت و از طرف شمال با روستای ارمینان و از طرف غرب با روستای کؤرديلر و جنوب با روستای تزه کت هم مرز می باشد . تپه «خئرسئق» در قسمت شمالی این روستا می باشد، بالای این تپه محلی مسطح و وسیع می باشد و دور تا دور آن بصورت حلقه وار از سنگ های طبیعی و بعضاً گذاشته شده احاطه گردیده است . [ احتمال مي رود قدمت اين تپه باستاني به چند هزار سال برسد ] دومین منطقه تاریخی این روستا قبرستان تاریخی آن می باشد، که در آن سنگ قبرهای بزرگ و حجاری شده فراوانی با نقش و نگارهای مختلف موجود است که آیات قرآن و تاریخ و اسامی اموات به صورت بسیار زیبا و استادانه ای نقش بسته است . اثر تاریخی که علی رغم گذشت صدها سال به صورت حیرت انگیزی هنوز سرپا و مسقف باقی مانده، بنا مقبره مانندی است که می گویند مربوط به دوره اواخر ایلخانان یا تیموریان می باشد، این بنا به صورت گرد،گنبدی شکل به ابعاد تقریبی 10-15 متر مربع و به ارتفاع حدود 5 متر می باشد ( روستاییان به آن گونبز می گویند ) » . در مورد وجه تسميه نام اين روستا و همچنين ارتباط آن با اقوام باستاني «آس» ها و «آلان ها» ، مي توان گفت : « با گمان نزدیک به یقین می‌توان این نام را با آس (Asii)های آسیای مرکزی مربوط دانست که در حدود ١٣0٠ سال پیش از میلاد در برانداختن دولت یویانیان بلخ با دیگر قبایل سکایی همدست بودند ـ قبایلی که باید با یوئه‌چی‌های منابع چینی مرتبط باشند. آس ها در زمان نامعلومی به دشت‌های غرب بحر خزر کوچیدند. رابطه‌ی آلان و آس به گونه‌های مختلف در تاریخ ذکر شده و غالباً موجب سردرگمی می‌شود. بطلمیوس  و استرابون سرمت‌ها را به لفظی که شبیه «آس» است، خوانده‌اند. لیکن در عموم مصادر غربی الفاظ آس و الان مترادف می‌آید. برای نمونه یوهانس پلانو کارپینی (فرستاده پاپ به دربار مغول در سده‌ی سیزدهم میلادی) و یوسفوس بارباروس (سیاح سده‌ی سیزدهم) هر دو عبارت «الان یا آس»  را به کار برده‌اند. از طرف دیگر در تاریخ ارمنی منسوب به موسی خورنی، در ضمن گفتگو از قبایل سرمتی قفقاز شمالی در بخش علیای رودهای کوبان و ته‌رک از «آش تیگر» و «دیکر» یاد می‌شود » (منبع اينترنتي ) . طبق تحقيقات اخير ،قوم آز/آس در سرتاسر قاره ي آسيا پراكنده بوده اند0احتمالا نام قاره ي آسيا نيز از نام آنان اخذ شده است0 برخي از آس ها "آلان" نام داشته اند كه بخشي از آنان تُرك زبان بوده اند و عمدتا در قفقاز زندگي مي كردند واوستي هاي امروز از اخلاف آنانند0 اينان را مغولان آز/آزوت مي ناميدند 0 كلمه ي آس+ار/آز+ار(انسان آسي)به صورت آزر(آذر) در كلمه ي آذربايجان نيزبه چشم مي خورد0 همان كلمه با جابجايي دو عنصر تشكيل دهنده (ار+آس/ار+آز)به صورت ارس/آراز،نام رود ارس را تشكيل مي دهد كه ياقوت حموي در البلدان آن را "رود آذربايجان" مي نامد0( لغتنامة جامع اتيمولوژيك ، اسماعيل هادي ، ص 63 ) . بر سر اينكه آس ها تورك و التصاقي زبان بوده اند يا باه اقوام ديگر تعلق داشته اند سالها اختلاف نظر وجود داشت و لي آنچه تورك و التصاقي زبان بودن اين اقوام باستاني را قريب به يقين مي كند ، پيدا شدن سنگ نوشته هاي ؛ « گول تئكين» و تونيوقوق» است براي اولين بار واژة آس (آز ) در اين كتيبه آمده است . در زبان توركي به دليل تبديل حروف «ز» و «س» به يكديگر هر دو صورت ؛ «آز» و «آس/هاس» به يك معني و در حكم واحد است .در خطوط 23 و 24 سنگ نوشته ي « گوْل تكين » آمده است : «  000چؤلدي آز آري بولتوم ، اؤزوم آز يئريم ، آنوبيل » / Coldi Az ari bultum ozum Az yirim anubil ( يعني « 000 در دشت هاي  « آز » قوم و قبيله آز را يافتم ، آگاه باش ، سرزمين من « آز » نام دارد )0 آكاديميسين « و0و0 بارتولد » وابستگي آزها با « توركئش / Turkes »  را نتيجه ي اتحاد اين قبايل مي داند 0 ( مير علي سيدوف ، آذربايجان خالقي نين سوْي كؤكونو دوشونركن ، ص 26 و 27 )  « واژه هاي «آس ، آز ، هاس ، از » نه تنها در دوره هاي تاريخ گذشته مورد استفاده قرار گرفته اند ، بلكه در شرايط امروزي نيز در مناطق زيادي نام اماكن طبيعي و غير طبيعي را مشخص مي نمايند ... آز ، نام قبيله اي از ترك زبان ها مي باشد ، واژه آز مشخص كننده نام خلق و اتحاد قبايل آز است0 » ( نگاهي به واژه هاي اساطيري آذربايجان ، صمد چايلي ، ص 34 ) 0 اسماعيل هادي در لغت نامه جامع اتيمولوژيك تركي – فارسي ، ايوب زينالي فريد ( صمد چايلي ) در فرهنگ اسامي روستاهاي آذربايجان ،  اسماعيل جعفر زاده در فرهنگ ارك توركجه سؤزلوگو و محمود كاشغري در ديوان الغات ترك  واژه هاي آس /آز را يكي دانسته وآن را نام يكي از اقوام وقبايل ترك قديم مي دانند 0« آس / آز هم نام قومي از اقوام ترك زبان بوده و هم براي مشخص كردن نام سرزمين و نام اشخاص مورد استفاده قرار گرفته است 0شكل ديگر آس كه همان هاس است در اسامي روستاهاي متعدد ؛ هاسار ( كه به اشتباه حصار نوشته مي شود ) و چشمه ي معدني « هاسارلي سو » و نيز روستاي « هراس » ديده مي شود 0« هاسار» نام تعدادي از روستاهاي « منطقه اوْجان ( بستان آباد ) » و « دره گوْرمه ي تركيه و شهر اردبيل مي باشد 0 هاسارلي سو در منطقه سرئيين واقع است . همچنين در نام هايي چون ؛ آذربايجان / آس تارا / آس تامال / آسيا / آس كان لي (اسكانلو ) / قايماس / سا لماس / آستاراخان / آستارلي ( كندوان )/ آساراي (بخشي ميان كرج و چالوس ) / ييلاق آسمان گيله  و 000  » ( منبع قبلي ص 32 و 33 ) روستاي مهم و باستاني ديگري كه مي تواند در اين مقوله مورد بحث و بررسي قرار گيرد ؛ روستاي " آذقان " در حومه اهر مي باشد . آذقان نام روستايي آباد و زيبا با مردمي با فرهنگ و اصيل، در15 كيلومتري غرب شهرستان اهر واقع شده است0وجود گورستان هاي متعدد و خارج از حد متعارف  همچنين وجود دو تپه باستاني موسوم به «ديزلي »در مجاورت اين روستا  در كنار رودخانه از تاريخ وقدمت آن حكايت دارد0كلمه ي آذقان/آذغان از تركيب واژه ي "آذ" وپسوند "قان-غان"تشكيل شده است( به معناي مكان انسان آزي ) . «آذ(آز-آس)نام يكي از اقوام عهد عتيق است كه اولين بار در سنگ نوشته "گول تئكين"به نام اين قوم برمي خوريم0 طبق تحقيقات اخير ،قوم آز/آس در سرتاسر قاره ي آسيا پراكنده بوده اند0احتمالا نام قاره ي آسيا نيز از نام آنان اخذ شده است0 كلمه ي آس+ار/آز+ار(انسان آسي)به صورت آزر(آذر) در كلمه ي آذربايجان نيزبه چشم مي خورد0 ( لغت نامه جامع اتيمولوژيك ، اسماعيل هادي ) درحقيقت واژه هاي آذربايجان/آذقان يك معني را تداعي مي كنند. واژة «آس» در مواردي به معنا و مفهوم بخت و اقبال نيز آمده است .