« اعلام پايان حيات سلسه مقالات « نظري بر نام ها در قره داغ » از سوي دو هفته نامة گويا »

 ستون « نظري بر نام ها در قره داغ » نوشتة اين حقير كه دردوهفته نامة گوياي اهر به مدت يكسال ونيم درج مي شد و به وجه تسميه و ريشه يابي اسامي شهر ها و روستاهاي منطقة قره داغ با استناد به منابع تاريخي ، اساطيري و فرهنگ لغات تركي و فارسي ، مي پرداخت ، چاپ آن از سوي اين نشرية  با انتشار يك به اصطلاح « نقد » كه از سوي فردي كه خود را زير نام مستعار « صائب اهري » پنهان كرده بود متوقف شد . آنچه واضح و مبرهن است اين است كه يك نشريه هيچ وقت گارانتي چاپ براي ابد به هيچ نوشته اي نمي دهد و اين حق هر نشريه اي است كه در چاپ يا عدم چاپ هر مقاله يا نوشته اي مختار باشد . اما آنچه ماية تاسف است ادبيات ناشايستي بود كه در كادر تيره رنگ بالاي نقد آورده بودند : « پايان دادن به ادامة حيات اين ستون » ديگر چه صيغه اي است ؟ مي توانستند خيلي راحت اعلام كنند : « آقا جان ، اين نشريه ديگر مقالات شما را درج نمي كند و ادامة اين مقالات را ارسال نكن » و ... اين گلايه اي بود كه از دوستان خودم در اين نشريه داشتم . اگر حمل بر فخر فروشي نباشد بايد عرض كنم تعدادي ازنشريات استاني و خارج استان خواهان درج اين مقالات بودند ولي من اولا به خاطر اين كه ، گويا در منطقه گسترة پخش داشت و مردم منطقه حق داشتند ريشه يابي اسامي محل سكونت خود را بدانند ، ودوما نوعي خود را وامدار اين نشريه مي دانستم كه به مدت پانزده ماه زحمت درج اين مقالات را متحمل گشته بود . ثالثا در جايي كه نام هاي ارائه شده از سوي اينجانب تماما لغات شناسنامه دار تركي با استناد به منابع وكتب لغت تركي هست ، چرا بايد ابتدا تصميم به تركي بودن اين اسامي گرفته بعدا در صدد اثبات آنها برآيم الحمد ا... تمام اين كتب در كتابخانه هاي استان موجود است و همه مي توانند به آنها دسترسي داشته باشند . مي خواستم جوابيه اي به اين آقاي صائب اهري نوشته و به دفتر نشريه ارسال كنم ولي چون تقريبا مطمئن بودم كه درج نخواهند كرد ، لذا جواب خود را در وبلاگ خود نوشته و مي گذارم . از تمام خوانندگان محترم اعم از موافق و مخالف اين امر خواهش مي كنم نظرات خود را راجع به مسائل درج شده اعلام فرمايند . آقاي صائب اهري در نقد خود نوشته اند : « - اولا آغ مچيد ( اهر ) در اصل آقا مچيدي بوده بعدها به اين شكل در آمده است به استاد حسين دوستي و آثارش مراجعه كنيد » . در جواب عرض مي كنم : آقاي عزيز شايد من از معدود كساني در اهر باشم كه با آثار و افكار آقاي دوستي آشنايي نسبتا كاملي دارم و با ايشان در تماس و تعامل هستم . آقاي دوستي تا بحال اثري كه در آن به ريشه شناسي اسامي محلات و اماكن منطقة قره داغ پرداخته باشد ، ندارند اگر هم در يكي دو مورد نظري داده اند برداشت خودشان است و خود ايشان هم ادعاي اين كار را ندارند و بارها ايشان بزرگواري نموده  معني و وجه تسميه روستا ها و شهرها را با كمال فروتني از اينجانب خواسته اند كه حقير هم با كمال افتخار در اختيارشان گذاشته ام . در اين زمينه شما هم مي توانيد به خوشان مراجعه كنيد . اگر گفتة شما را صحيح فرض كرده « آغ مچيد » را « آقا مچيدي » فرض كنيم ، بايد پرسيد : « گؤي مچيد » در اصل نامش چه بوده ؟ حتما خواهيد فرمود : « گؤيا مچيدي » ! همانطور بگير و برو : آقا دنيزي ، آقا يئلي ، آقا داشي ، آقا قويونلار ! و ... همانطور كه در مقاله مربوطه نيز نوشته ام  : « واژة « آغ » در ادبيات و فولكلور ما علاوه بر افاده به رنگ سفيد ، بزرگي ، شكوه حقيقت ، عدالت ، نيكي و ... را نيز مي رساند متاسفانه شما به فولكلور و ادبيات ما كوچترين آشنايي نداريد اگر داشتيد اينطور ناشيانه به كاهدان نمي زديد . نوشته ايد : « شما با مجاز و اغراق آشنايي نداريد » اين اتهام هم مي رساند كه شما مرا نمي شناسيد و يا نمي خواهيد بشناسيد . دوست من ، حقير سالها « مجاز و اغراق » را در كلاس هاي شعر و ادب فارسي و تركي  فرهنگسراي اهر و انجمن ادبي شيخ شهاب الدين اهري تدريس نموده ام . اگر منِ شاعر ، مجاز و اغراق را نشناسم واي به حال شما !  اصلا شما چيزي از اساطير مي دانيد ؟ اكثريت نام هايي كه معني و وجه تسمية آنها نوشته شده واژه هاي اساطيري هستند كه هر كدام از اين واژه ها دست كم سه هزار سال قدمت دارند مي توانيد به منابعي كه ارجاع داده ام رجوع كنيد . نوشته ايد : « آرپاليق يعني كشتزار جو ... و صدها كلمه ناب تركي شما را قانع نمي كند كه دست از اين عالم نمايي برداريد »  عزيز من ، اين را از بچه دبستاني هم بپرسيد معني آنرا از لحاظ ظاهري و لغوي « كشتزار جو » اظهار مي كند و ديگر نيازي به اين كشف قرن بيست و يكمي شما نبود . چرا شما اينقدر ظاهر بين هستيد . آرپاليق = آر + پاليق / باليق يك واژة كهن و اساطيري است و ربطي به جو و كشتزار ندارد . گاهي لغات چند معاني متفاوت و حتي در تضاد هم دارند . در ثاني من كي ادعاي عالم بودن داشته و عالم نمايي كرده ام ؟ كه مي فرماييد . من نه عالم هستم نه عالم نما . هر دوتاي اينها خودتان هستيد كه در جايي ميوة « گيله نار( آلبالو ) » را « گيلان لار » دانسته و آن را منتسب به استان گيلان دانسته ايد !!! شما كه ادعاي نقادي و عالم الغات بودن را داريد ونوشته هاي مرا متهم به محدودي منابع مي كنيد ، لااقل در نقد خود كه فرضيات و مسلمات فراواني آورده ايد ، لااقل يك منبع ذكر مي كرديد و سپس سعي در تخريب و تخطئة ديگران داشتيد . شما كه نام آقاي اسماعيل هادي را با تمسخر آورده ايد و ايشان را نمي پسنديد ، بفرماييد از آثار خودتان بگوييد تا حال در زمينة لغت و اتيمولوژي ، چه تاليفاتي داشته ايد ؟ كه اينطور به ايشان مي تازيد . كتاب لغت آقاي هادي تنها كتاب لغت اتيمولوژي تركي هست كه تا بحال چاپ شده است . بزرگان هيچ وقت كار بزرگ ديگران را تخريب نمي كنند و اين كار ، كار فرو مايگان است .