حاشيه اي برزبان تركي آذربايجاني و قواعد نوشتاري آن

بخش اول

«منشا زبان تركي را كوههاي اورال – آلتاي ( شمال تركستان در مجاورت كشور چين ) دانسته اند كه به مرور ، در اثر جابجايي و كوچ هاي قومي و يا تهاجمات ، به بخش هاي بزرگي از آسياي مركزي و گوشه هايي از اروپا رسيده است ... نخستين آثار برجستة مكتوب زبان تركي به تشكيل دولت « گؤك تورك » ( ترك هاي آسماني ) همزمان با دورة حاكميت ساسانيان در ايران ، مربوط است . سنگ نوشته هاي اين نخستين حكومت ملي تركان در كناره رودخانه هاي يئني سئي و اورخو و تالاس ( در مغولستان كنوني ) به خصوص نوشته هاي سنگ قبر كوْل تكين ( گوْل تكين ) كه برادرش « بيلگه خاقان » ( خاقان حكيم ) بر قبر او بنا نهاده است ( قرن هفتم ) ، از نخستين آثار نوشتاري تركي به خط گوك ترك است . بعد از آن آثاري به خط برهمايي كه عمدتا شامل متون ديني جهت تبليغ آيين بودايي و ميان تركان بوده و نيز آثاري به خط اويغوري ( بر گرفته از خط سغدي ) پيدا شده و سرانجام پس از نفوذ اسلام در تركستان خط عربي رايج گشت . از لحاظ جغرافيايي ايران ما بعد از تركيه ، از لحاظ انبوه جمعيت ترك زبان ، دومين كشور در جهان است . و از لحاظ سيطرة جغرافيايي كشور ، آذربايجان ، تركمن صحرا ، اطراف ساوه ( تا حوالي قزوين و تهران ) ، اطراف قم ( خلج ها ) ، بخشي از استان فارس ( قشقايي ها ) و برخي نواحي از حوالي اصفهان و مشهد و ... در حوزة زبان تركي است . به علاوه جمعيت زيادي از تركان به صورت مهاجر در شهرهاي مختلف كشور زندگي مي كنند .» (1) پروفسور نظامي خوديف در صفحة 47 كتاب « آذربايجان ادبي ديلي تاريخي » در بارة اولين خط نوشتاري تركان قديم مي نويسد : « بي شك الفباي تركي قديم ( رونيك ) قبل از اينكه در نوشتن كتيبه ها به كار رود تاريخ تكامل چندين هزار ساله را سپري كرده بود و تصادفي نيست كه در اراضي آذربايجان به نشانه ها ، اشارات ، فرمهاي نخستين حروف و نوشته هاي نخستين اين الفبا برخورد مي كنيم و نوشته هاي كشف شده در قوبوستان ، نخجوان ، قازاخ ( كازاخ ) و كلبجر يك بار ديگر ثابت مي كند كه اقوام ترك زباني كه از زمان هاي قديم در اين سرزمين ها زندگي مي كرده اند ، در اوايل قرون وسطي نيز قادر به استفاده از الفباي تركي قديم ( رونيك ) بوده اند » . براي اينكه تصويري از جغرافياي مناطق سكونت و آمار قرين به يقين شهروندان ترك زبان بخصوص تركان آذري در اذهان خوانندگام مجسم شود ، سطوري از كتاب « بحثي در بارة زبان آذربايجان » نوشتة محمدرضا شعار كه در 1326 شمسي نگارش يافته در اينجا نقل مي گردد . نوشته هاي آقاي شعار كه خود اهل تبريز و ترك است ، از آنجا كه از مخالفان زبان تركي است ، بي شك يكي از اولين منابع اطلاعاتي صحيح در بارة شمار و قلمرو سكونت تركان ايران است. آقاي شعار ضمن اذعان به اينكه نصف بيشتر مردم ايران ترك زبانند ، مي نويسد : « علاوه بر آذربايجان شرقي و غربي كه تقريبا آبادترين و پر جمعيت ترين استانهاي ايرانند و گذشته از شهرستانها و بخش هاي واقعه در دشت گرگان از گمش تپه و گنبد قابوس و امچلي و حاجيلر و راميان و تمام اهالي پنج شهر پر جمعيت خمسه ، زنجان و ابهر و خرم دره ، طارم ، در نقاط مشروحة پايين نيز تكلم عادي اهالي متاسفانه (!!! ) به تركي است / قسمتي از اراك و توابع از قبيل بلوك ، سرابند ، بزچلو و بعضي از قراء كمره از توابع خمين ، بيشتر شهرهاي گيلان و مازندران از بهشهر و چالوس و شاهي و بندر پهلوي و آستارا ، قسمتي از شهر مشهد و ساير شهرستان هاي خراسان از بجنورد و درجز ( دره گز ) و غيره و توابع مضافات آنها ، قسمتي از همدان و تمام اطراف آن بجز سه قصبة مراد پيك و مريانه و حصار پياز كارها ، حومة اصفهان و اطراف يزد و شهر ها و بخش هاي قشقايي نشين فارس و قسمت عمدة توابع تهران از شهريار و غار و كرج و لواسانات تمام دهات و بخش هاي واقعه بين همدان و قزوين و كلية بخش هاي اطراف قزوين ، حومة قم و ولايت ساوه و زرند و گهگ تا حدود قم و كلخوران و فراهان .»(2)«زبان تركي از لحاظ قاعده و گرامريكي از با قاعده ترين زبان هاست و از جهت افعال نيز شايد از غني ترين زبان ها باشد . مثلا در افعال تركي با اضافه كردن پسوند هاي ويژه مي توان از فعل لازم ، افعال متعدي دو درجه اي ساخت بدون آنكه نيازي به بكار بردن كلمات مركب بوده باشد در صورتي كه در اغلب زبان ها بايد همين مطلب را با بكار بردن يك جمله و افعال مركب بيان نمود . مثلا : اوخوماق = خواندن ، اوخودماق = وادار به خواندن كردن ، و اوخوتدورماق = گذاشتن كسي به مدرسه تا به او خواندن ياد بدهند و يا گرفتن معلم براي اينكه به كسي تعليم بدهد .» (3) در مورد اينكه زبان تركي چگونه در بين مردم ايران رايج شده است ، نظرات گوناگوني از سوي محققان مختلف بيان شده است چون اين امر مجال و مقال ديگري طلب مي كند وارد اين بحث نمي شوم و آن را به وقتي ديگر موكول مي كنم تنها به بخشي از سخنان مرحوم بهزاد بهزادي اشاره مي كنم : « اهالي آستارا طالش هستند و تا پنجاه سال پيش كه نگارنده ( بهزادي ) به خاطر دارد پيران خانوادة ما به اين زبان ( طالشي ) تكلم مي كردند و اكثريت عظيم اهالي نيز به زبان طالشي صحبت مي كردند . در دهات اطراف شايد تعداد انگشت شماري تركي بلد بودند . عليرغم سياست تركي زدايي پهلوي ها ، اينك بعد از پنجاه سال در شهر آستارا تعداد انگشت شماري طالشي مي دانند يا مي فهمند و در بين اهالي روستا ها نيز تركي زبان متداول است . اهالي بومي طالش هستند ( نگارنده نيز از خانوادة طالش است ) ولي زبان متداول از طالشي به تركي آذري تغيير يافته است » (4) سخنان مرحوم بهزادي به موضوع جالبي اشاره دارد كه علي رغم فشارها ، محدوديت ها و ممنوعيت هايي كه به مدت پنجاه سال از سوي رژيم غاصب پهلوي جهت از بين بردن زبان تركي مي شده است ، اين زبان نه تنها از بين نرفته ، بلكه گسترش نيز يافته است . چه سري در اين كار نهفته است ؟ جواب ما اين است : چون اين زبان شيرين ؛ قانون مند ، شيوا ، سليس ، محكم و ريشه دار ، علمي و هنري است . و اين راز ماندگاري اين زبان در برابر گرد بادها و تسومي هاي مهاجمان است .

تقسيم بندي و مورفولوژي زبان ها

«زبان هاي زندة دنيا را علاوه بر حسب منشا ، برحسب ساختار نيز تقسيم كرده اند . در اين تقسيم بندي زبان ها را به چهار دسته عمده تقسيم مي كنند :

تك هجايي : مثل زبان چيني كه هر كلمه يك هجا بيشتر نبوده و بر اساس موقعيت آن در جمله معاني متعددي به دست مي آيد .

قالبي: مثل زبان عربي كه كلمات آن در قالب ( ابواب و اوزان ) خاصي شكل مي گيرد . مثلا همة اسم فاعل هاي افعال مجرد در اين زبان در قالب «فاعل» مي باشند .

تحليلي: مثل زبان فارسي و زبان هاي اروپايي كه در ساختن هر كلمه اي تازه ، كلمه تماما زير و رو مي گردد ( مقايسه كنيد : پخت / مي پزد را كه هم ريشه اند ولي شباهتي ظاهري به هم ندارند ) .

التصاقي : كه [زبان] تركي از اين گروه مي باشد و در ساختار آن هميشه كلمه داراي يك اصل ( بن ) ثابت است و كلمات جديد با افزودن پسوند ها بر اين بن ثابت به دست مي آيند . » (5) « در زبان تركي علاوه بر ريشة كلمات كه از يك يا چند هجا تشكيل مي يابند ، ادات پيوندي وجود دارد . اين پيوندها با پيوستن به ريشه ها كلماتي با مفاهيم مستقل ساخته و يا ضمن الحاق به كلمات و الفاظ تصريف و حالت پذيري آنها را در كلام ميسر مي سازند . مثل : سئو + يش + مك = سئويشمك . در اين زبانها ريشة كلمات تغيير نمي كنند .ولي در زبان هايي چون فارسي ، ارمني ، انگليسي ، هندي و زبان هاي سامي ، در جريان تركيب و تصريف غالبا در ساختمان خود ريشه نيز دگرگوني هايي روي مي دهد . مثل مي رفتم و مي روم يا go و went . دگرگوني هاي ريشه در اين زبان ها آنها را به سوي بي قاعدگي سوق مي دهد .» (6) « در اين زبان كلمات جديد از چسباندن پسوند به ريشة كلمات ايجاد مي شوند و اين مسئله سبب پيدايش لغات جديد و غناي لغوي مي گردد. اين پسوندها تابع آهنگ ريشه هستند و به آساني از آنها قابل تشخيص اند ؛ مانند : آت = اسب ، آتلار = اسب ها ،  آت دان = از اسب ، يا ؛ دوه = شتر و دوه چي = شتربان .

تعداد صائت هاي زبان تركي آذري (واك ها ياحروف صدادار ) و نقش آن ها

در زبان تركي 9 صائت وجود دارد آواهاي تركي را برحسب وضعيت دهان و لب ها در حين تلفظ به سه دستة عمده ( بلند و كوتاه / راست و گرد / باز نيمه باز ) تقسيم مي كنند  :

 1- آ ( A ) [ بلند و باز/ راست ]2 - او ( U ) [ بلند و باز / گرد ] 3- اي ( i ) [ كوتاه و نيمه باز / راست ] 4- اَ (a) [ بلند و باز / راست ] 5- اِ ( Ee ) [ كوتاه و باز / راست] 6- اوْ ( O ) [ بلند و باز/ گرد ] ظ7- او ( علامت 7 كوچك روي واو) ( ü ) [ كوتاه و نيمه باز / گرد ] 8- اؤ ( ö ) [ كوتاه و باز / گرد ]9 - ايْ (I ) [ بلند و نيمه باز / راست ]

قدرت و امكانات زبان تركي آذربايجاني

قانون هماهنگي اصوات : « قاعدة هماهنگي اصوات چنين است : حروف صدا دار هجاي اول ريشة كلمات از هر گروه باشد بقية حروف صدادار از همان گروه خواهد بود . حتي كلمات خارجي ( دخيل ) هم بعد از آنكه در اثر استعمال جزو لغات تركي شده ، تابع همين قاعده خواهند بود . مصوتها يا صدادارهاي تركي نسبت به فارسي و عربي كوتاهند . و حتي مصوتهاي بلند فارسي و عربي هم در تركي كوتاه مي شوند . ولي دراشعار تركي كه با وزن عروضي گفته مي شوند ، بعضي اوقات بعضي هجاها بلند خوانده مي شوند.» (7)

« هماهنگي اصوات يكي از زيبا ترين خصوصيات زبان تركي است كه باعث راحتي تلفظ و خوش آهنگي آن مي شود .در زبان تركي صداهاي خشن ( O، U، A ، I ) و صداهاي نازك (ϋ Ö a E i ) نمي توانند در ريشه يك كلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتيب فوق در كلمه مي آيند . مانند : Gö zallik و AyrILIq . ترك ها هنگام فارسي صحبت كردن نيز ناخودآگاه از اين قانون طبيعي زبان خود پيروي مي كنند .» (8)

ب) در زبان تركي كلماتي با اختلاف جزئي در معاني موجود است كه در فارسي نيست . مثلا براي انواع دردها كلمات آغري ، آجي ، سيزي ، يانقي ، زوققو ، سانجي ، گؤينه مك ، گيزيلده مك و اينجيمك به كار مي رود كه هر كدام درد به خصوصي را بيان مي كنند .

پ) كلمات تركي بر خلاف فارسي انعطاف زيادي براي اصطلاح سازي دارند به عنوان مثال از كلمة « ديل » به معني « زبان » در تركي 36اصطلاح و تعبير موجود است : ديل آچماق ، ديل – آغيز ائتمك ، ديلي توتولماق ، ديلماج ، ديل قفسه قويماق ، ديلي اوزون ، ديللي ديلچك لي و ...

ت) علاوه برغناي لغوي ، تحرك و قابليت لغت سازي ، بيان مفاهيم جديد و غناي مفاهيم مجرد و همچنين تنوع بيان و قدرت بيان تفرعات و تفاوت هاي جزئي كلام از ديگر عوامل غناي زبان تركي است . به همين دليل به اعتراف زبان شناسان ، نثر زبان تركي براي بيان انديشه و مفاهيم و موضوعات مختلف علمي و فلسفي و اجتماعي رساتر و مناسب تر از بسياري زبان هاي ديگر است . مفاهيم و انديشه هايي را كه در تركي مي توان با يك جمله بيان كرد ، جملات و شرح مفصلي را در زبان هاي ديگر ايجاب مي كند .

ث) افعال تركي از نظر وجوه و زمان هاي متعدد بسيار غني است . تركيب اين وجوه و زمان ها منجر به 50 شكل مختلف براي بيان حالات مختلف مي گردد . مثلا در فارسي به جاي هر دو حالت ؛ گليديم و گَلَرديم فعل مي آمدم به كار مي رود يا براي حالت هايي چون : گله جكديم ( = قرار بود بيايم ) و گلسئيديم ( = اگر مي آمدم ) در فارسي افعال واحد و مستقلي وجود ندارد .

د) افعال تركي همه با قاعده اند ، جز فعل ناقص « ايمك » به معني بودن

ذ) افعال متعدي در تركي به سادگي با اضافه كردن پسوند به افعال لازم ساخته مي شود : اوخشاماق = شبيه بودن ← اوخشاتماق = شبيه كردن . افعال متعدي درجه دو و درجه سه نيز در تركي قابل ساخت است : وورماق = زدن ( متعدي ) ← ووردورماق = بوسيلة كسي زدن ( متعدي درجه دو ) ← ووردوتدورماق = وسيلة زدن كسي را فراهم كردن ( متعدي درجه سه )

ر) تركيب پسوندها و حالات افعال در تركي به خلق كلماتي منجر مي شود كه بيان آنها در زبان فارسي با يك يا چند جمله مقدور است . مثال : سئويشديرمه لي ييك ( يك فعل در تركي ) = آنها را بايد وادار كنيم كه همديگر را دوست داشته باشند ( دو جمله در فارسي ) .(9)

 آثار مكتوب تركي آذربايجاني

اولين آثار مكتوب ادبي آذربايجان متعلق به قرن سيزده ميلادي و اشعار حسن اوغلو و نصير باكويي است . اثر منظوم تركي اين زمان نيز « صحاح النجم » اثر هندوشان نخجواني است . در قرن چهاردهم ميلادي شاهد شاعران بزرگي چون نسيمي ، قاضي برهان الدين و ضرير هستيم ، شاه اسماعيل خطايي و فضولي دو شاعر تواناي قرن پانزدهم ميلادي است . از شعراي ترك قرون 16 و 17 مي توان از صائب تبريزي ، قوسي تبريزي ، تاثير ، اماني و شاه عباس ثاني نام برد . واقف و آقا مسيح شيرواني نمونه اي از شعراي قرن 18 هستند . در قرن نوزده نيز شاهد شعراي بنامي چون نباتي و هيدجي ، تئليم خان ساوه اي ، ماذون قشقايي و شكوهي مراغه اي هستيم . دهها شاعر ديگر چون حقيقي و شيخ قاسم انوار و حبيبي و صراف و اديبان معاصري چون معجز شبستري ، ساهر ، سهند ، حداد ، استاد بارز قره داغي ، كريمي مراغه اي و استاد شهريار و ... كه عليرغم سركوب شديد زبان تركي در دوران پهلوي به تركي شعر گفته اند . (اشعار تركي مولانا  ، نيز ديوان تركي حكيم نظامي به اهتمام ائل اوغلو، چاپ اول 1382 ) . از آثار تركي قديم معروف در ايران به ديگر لهجه هاي تركي مي توان به كتب : ديوان لغات الترك ( قرن پنجم هجري و اولين كتاب زبانشناسي دنيا ) و قوتادغو بيليك ، نهج الفراديس ، عتبة الحقايق و آثار ارزشمند امير عليشير نوايي ( قرن نهم هجري ) . (10)

ادبيات شفاهي مردم آذربايجان      

به ضرس قاطع مي توان مدعي شد كه ادبيات شفاهي مردم آذربايجان اگر در دنيا بي نظير هم نباشد ، كم نظير است . « باياتي ها يا اشعار شفاهي آذربايجا به تنهايي گنجينه ايست بسيار ارزشمند كه مي توان از آن به عنوان آيينه ي مردم ترك آذربايجان نام برد . ادبيات و موسيقي آشيق ها با قدمتي چندين هزار ساله جايگاه و تقدس خاصي بين ترك ها و آذربايجان دارد كه مشابه آنرا شايد كمتر بتوان در ملت هاي ديگر يافت . آتالار سوزو يا امثال زبان تركي كه عموما پندهاي عاقلانه و انساني است از هويت مردمي متفكر و انسان دوست سخن مي گويد . آغي لار ( مرثيه ها ) و لاي لاي لار نيز قسمتي از ادبيات شفاهي ما را تشكيل مي دهند . داستان هاي فولكلوري چون دده قورقود ، كور اوغلو ، آرزي و قمبر ، عابباس و گولگز ، عاشيق غريب و شاه صنم ، قاچاق نبي ، والح و زرنييار و ... از غناي ادبيات شفاهي ما سخن مي گويند . ادبيات شفاهي غني آذربايجان از قدمت و اصالت اين مردم روايت مي كند ». (11) « جايگاه ادبيات شفاهي آذربايجان را مي توان با ادبيات شفاهي كشورهايي همچون روماني مقايسه كرد كه بنظر محققان براي فهميدن و درك ادبيات اين كشور بايستي با ادبيات شفاهي و فولكلوريك اين سرزمين آشنا شد . اشعار رزمي و حماسي فولكلوريك قابل توجه اين كشور سبب شده است كه ادبيات روماني داراي ارزش جهاني شود . » (12) اين ادبيات گونه هاي گوناگوني دارد كه اختصارا به پاره اي از اين موارد اشاره مي كنيم : اساطير ، افسانه ها ، مثل ها ( آتارلار سوزو ) ، داستانهاي حماسي و عاشقانه ، داستانها و قصه ها ، انواع چيستانها ، باياتي ها ، لطيفه ها و ...كه در طول قرن هاي متمادي سينه به سينه نقل شده و به عنوان ميراث گرانبهايي در اختيار ما گذاشته شده است و از ميان اينها ادبيات و شعر آشيقي از غني ترين و با ارزش ترين بخش هاي ادبيات شفاهي ملت آذربايجان است كه سابقة بسيار طولاني در اين سرزمين دارد .

مزيت هايي كه زبان تركي بر سايز زبان هاي موجود در ايران دارد دليل اين نمي شود كه ترك ها برتر از فارس ها يا ساير اقوام ايراني هستند . فاكتور نژادي كه به اشتباه به بعضي اقوام مي دهند ناشي از عدم اطلاع اين افراد از مسايل نژادي است . ما نژاد فارس نداريم همچنانكه نژاد ترك ، كرد، لر و ... نداريم . مفهوم نژادي مربوط به ارگانيزم و رنگ پوست افراد است . به تاييد دانشمندان ، در دنيا سه نژاد وجود دارد : نژاد زرد ، نژاد سفيد و نژاد سياه . حتي سرخ پوستان را آميزه اي از نژاد سياه و زرد مي دانند . در خاتمة شعري از مرحوم بولود قاراچورلو ( سهند ) را ، جهت حسن ختام بخش اول مي آوريم :

         من دئميره م « اوستون نژاد » دانام من              دئميره م ائللريم ، ائللرده ن باشدي

           منيم مسلكيمده ، منيم يولومدا                           ميللت لر هاميسي دوست دي ، قارداشدي

           چاپماق ايسته ميره م من هئچ مللتين                 نه ديلين ، نه يئرين ، نه ده امه يين

           تحقير ائتمه ييره م هده له ميره م                      گئچميشين ، ايندي سين يا گله جه يين

           پوزماق ايسته ميره م من بيرليك لري                اينسانليق بيرليگي ايده آليم دير

           قارداشليق ، يولداشليق ، ابدي باريش                دونيادا ، ان بويوك آرزولاريمدي

           آنجاق بير سوزوم وار ، منده اينسانام              ديليم وار ، خلقيم وار ، يوردوم ، يووام وار

           يئرده چيخماميشام گوْبه لك كيمي                    آدامام حاققيم وار ، ائليم اوبام وار

به لطف خدا ،اگر عمري باقي باشد در بخش دوم اين مقاله در مورد تاريخ رواج و گسترش زبان تركي در آذربايجان و ايران ، همچنين در مورد قواعد نوشتاري و درست نويسي زبان تركي با الفباي عربي خواهم نوشت .

منتظر نظرات و پيشنهادات هستم .

فهرست منابع

۱- لغت نامه جامع اتیمولوژیک (دیل دنیز ) اسماعیل هادی

۲-تاریخ دیرین ترکان ایران پروفسور ذهتابی - ترجمه و تلخیص : علی احمدیان

۳- سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی - دکتر جواد هیئت

۴- فرهنگ آذربایجانی فارسی (ترکی ) - بهزاد بهزادی

۵- منبع شماره یک

۶-  منبع شماره سه

۷- همان منبع

۸- مقایسه اللغتین - دکتر جواد هیئت

۹- ترک ها و ایران - نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت ایران

۱۰- همان منبع

۱۱- نگاهی گذرا به گسترش و رواج زبان فارسی دری و ترکی آذری در ایران - دکتر محمد علی فرزانه

۱۲- نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترک های ایران - محمد رحمانی فر