هوماي

« هوماي » نام دو روستا از توابع اوزومديل قره داغ است كه در23 كيلومتري باختر شهرستان ورزقان واقع شده است . در بارة وجه تسميه و علت نامگذاري آن نظراتي به شرح زير داده مي شود . واژة هوماي از تركيب دو عنصر  هوم + آي تشكيل شده است . شكل قديمي تر واژه ، « اوماي » مي باشد . اسماعيل هادي ، لغت شناس برجسته و زبان شناس بزرگ قره داغ ، اوماي را اين گونه معني مي كند : « 1- ( = اَتَنه / جفت بچه ) 2- در باور افسانه اي تركان قديم فرشته اي كه بعد از زايمان نگهبان كودك و مادر مي باشد . مغولان نيز به « اوما » ( فرشتة نگهبان كودك ) معتقد بوده اند ( رنه گروسه : امپراطوري صحرانوردان ) . به معني مرغ افسانه اي كه آشيان خود را در آسمان سازد نيز آمده است ... اين كلمه امروزه مرسوم نيست ولي در اسامي محل ها و انسان ها باقي مانده است . «هوماي » نام آبادي ( قره داغ / اوزومدول) . ايضا نام زنانه كه به هر دو شكل « هوماي / اوماي » ديده شده [است] » ( لغتنامه جامع اتيمولوژيك تركي – فارسي ديل دنيز ، اسماعيل هادي ، ص 182 ) . در تائيد فرمايشات آقاي هادي بايد عرض كنم ؛ در قره داغ ، دختربچه هاي سفيد روي و خوشگل را « هوماي » نامگذاري مي كردند . دليل ديگري براطلاق هوماي به زنان و دختران سفيد گون و رابطة آن با رنگ سفيد ؛ وجود نوعي پارچة سفيد مرغوب و گران بهايي بود كه از آن صرفا در تهية طاقچه پوش ، جانماز ، كاور رخت آويز ، براي جهيزيه و بقچة عروس استفاده مي شد و اين نوع پارچه در قره داغ به « هومايين » موسوم بود . در زمان نه چندان دور، مادران ما با تزيين اين پارچه با گلدوزي و سوزن دوزي بر روي آن ، ارزش اين پارچه را صد چندان نموده و زينت بخش  جهيزية نوعروسان ، طاقچه ها و رف هايي كه در آنها اشياء عتيقه نگهداري مي شد ، مي كردند . محصولات به دست آمده از پارچة هومايين براي مردم عادي ، صرفا داراي جنبة زينتي بوده و مصرف پوشاك و غيره را نداشت . فقط عده اي از اعيان و اشراف شهر از آن پيراهن مي دوختند . حالا پارچة تترون جاي آن را گرفته است . همچنين مثل : « آغ آپباغ هومايين كيمي دير » نيز كنايه از شخص سفيد گون يا شئي شفاف و سفيد رنگ بود.  « واژة « اوماي » در لهجه هاي مختلف زبان تركي به معناي ؛ جفت جنين ، جايگاه جنين در بطن مادر و بطن (رحم ) مادر مي باشد . از معاني ذكر شده اينطور استنباط مي شود كه واژة «اوماي » با واژة كودك در قبايل مختلف ترك زبان ، وابستگي خاصي دارد و اين امر مي تواند به دو علت مربوط باشد . اول از اتحاد زباني اقوام « ساقا » با ساير قبايل ترك زبان . دوم از تاثيرات متقابل اقوام مختلف ترك زبان . به نظر ما علت عمده آن خويشاوندي زبان هاي ساقايي با ديگر اقوام ترك زبان است ... و اين اتحاد و خويشاوندي باعث پيدايش ، « اوماي » به عنوان خداوند و الهة مشترك ساقاها و ديگر قبايل ترك زبان گشته است ( آذربايجان خلقي نين سوي كؤكونو دوشونركن ، ميرعلي سيدف ، ص 39 و 41 ) . « يكي از توتم ها و خدابانويي كه محصول انسان دوستي انسانهاست ، خدابانوي « اوماي » مي باشد ( قام شامان ، مير علي سيدف ، ص 65 ) . « تركيب « او » در « اوماي » به معني خداي قوي و تركيب « ماي » در مايانا ( صورت ديگري از اوماي ) به معني خداي توانا مي باشد . مفاهيم موجود در هر دو لغت با توانايي و قدرت پيوند خورده است . اگر لغت « اوماي » را به واژه هاي اوم و آي تقسيم كنيم در ان صورت مفهوم اوم به معناي اوم + ماق ( اومماق ) يعني توقع داشتن را در برابر خود خواهيم يافت . در اين حالت نيز اوماي به معني خدابانويي كه از آن توقع دارند ، به كار خواهد رفت . تركيب آي در اوماي به معني روح و خداي آفريننده است ... دلايل بيشتري مي توان نشان داد كه واژه ي « آي » به هنگام همراهي با يك لغت ، مقدسي و روح مقدس و خدايي و توتمي آنرا توضيح مي دهد ... خلق هاي ترك از « ساق » ها گرفته تا زمان اخير از واژه ي آي در خلق اسامي خدابانو و خدا استفاده كرده اند . از دلايل بيان شده چنين نتيجه گيري مي شود كه ، خلق هاي ترك از واژه ي « آي » كه در تركيب « اوماي » بكار رفته ، ساليان سال استفاده كرده است .اين واژه داراي مفاهيمي مثل خدا و آفريننده مي باشد . اوماي ، معناي مادر آفرينندة قوي نيز دارد ... مفهوم خدابانوي اوماي وسعت بيشتري دارد . ارگانهاي زنانة پيوند خورده با زايش و بچه ، در بين تعدادي از خلق هاي ترك « اوماي » ناميده مي شود . به محض تولد بچه  ، روح او ، همچنين ناف او « اوماي » نام نهاده شده است . « قومانيد » ها به شخص برنده ي ناف [ كودك ] اوماي مي گويند . « ساق » ها ، « شور » ها ، « بلتير» ها ، نه به محافظ بچه ، بلكه به روح بچه ها و به همسان ( جفت ؟ ) ، اوماي مي گويند ( همان منبع ، ص 79 و80 ) » .  به نظر اينجانب نيز واژه « اوم » از مصدر تركي «اومماق » ( توقع داشتن ، انتظار داشتن ) مي باشد . و اگر اوماي را از دو بخش ؛ اوم + آي در نظر بگيريم آنوقت مي توان گفت : هوماي / اوماي به آفريننده و الهه اي اطلاق مي شده كه از او انتظار و توقع نگاهباني كودكان تازه به دنيا آمده را در مقابل « آل آروادي » ؛ زن افسانه اي ، با هيكل بزرگ و قيافة وحشتناك كه به خانة زائو راه داشت و در صدد دزديدن كودك يا ضرر رساندن به  مادر زائو را داشت ، مي رفت . واژة اُميد ( اومود ) نيز از همين مصدر مي باشد و اصطلاح اميد وار بودن به معناي توقع و انتظار داشتن بوده و واژة اُميد ، كلمة دخيل تركي در زبان فارسي است . مثل معروف : « اومان يئرده ن كوْسرلر » كنايه ازاين است كه از جا يا كسي كه توقع و انتظار مرحمتي از او نمي رود نبايد قهري صورت گيرد . با عنايت به توضيحاتي كه داده شد مي توان واژة « هوماي » را به معني : « الهة نگهبان كودك » و « آفرينندة توانا » دانست . در اين مقوله مي توان ،  نام روستا هاي ؛ هوم شوْد ( به فارسي همنشين ؟!؟ ) و هومان در دهستان كيوانِ بخش خوتافيرين را نيز مورد بحث و بررسي قرار داد .