قره داغ دا آدلارا بیر باخیش ( کاسانا )
كاسانا
روستاي كاسانا در 12 كيلومتري شهرستان اهر واقع شده است . نام اين روستا از تركيب دو عنصر « كاس » + « آنا » تشكيل شده است . در مورد معني و وجه تسمية احتمالي آن نظراتي در دو بخش ، به شرح زير داده مي شود : احتمال اول : « «كاس» كه به شكل هاي قاس ، قاز و كاز نيز به كار گرفته مي شود ، به مفهوم « بلند » مي باشد .در داستان هاي « دده قورقود تركيب هاي قاز – قاس به معني كوه ، انسان و اسب نيز آمده است . اويغورهاي قديمي ، سلسله هاي بلند كوهستان را قاز مي ناميدند ( نگاهي به واژه هاي اساطيري ، صمد چايلي ، ص 168 ). محمود قاشقاري ( كاشغري ) ، نام دختر افراسياب ( آلپ ارتونقا ) را قاز دانسته و ساخت شهر قزوين ( قازوين ) را به اين دختر نسبت مي دهد . به نظر اينجانب معني واژة قاز/كاس علاوه بر معاني مذكور ، مي تواند به معني ؛ كبير ، بزرگ منش ، والامقام و شايسته نيز باشد . ناميدن قازان ( ديگ ) به بزرگترين ظروف آشپزي مورد استفادة ترك ها ، از زيبايي و هنري بودن زبان تركي حكايت مي كند. يا اصطلاح « قازي »( در قره داغ ) به افرادي كه لباس شيك مي پوشند و فخر فروشي و بزرگ نمايي مي كنند و اداي خوانين و بيگ ها را در مي آورند خالي از لطف نيست . قاز در تركيب اسامي مناطق در آذربايجان ( جمهوري آذربايجان و آذربايجان ايران ) به وفور يافت مي شود . مانند : قافقاز ( كوه بلند ) ، قازاخ ، شام قازان ، كوه قازان ، روستاي قازان چاي ، قازان گؤلو ، قازان داشي ، قازي بولاغي ، قازي كندي و ... « اما چيزي كه مهم است ، اين است كه به نظر برخي از محققان نام « طوايف ترك خزر ، قازاخ ، قازان در اصل به صورت كاسار ، كاساك ، كاسان بوده است ( آلتايلاردان سهنديميزه ، اميد نيايش ، به نقل از واژه هاي اساطيري ، ص 169 ) تبديل صامت «ق» به «ك» امري طبيعي در انواع لهجه هاي زبان تركي است : در لهجة آنادولو ( تركيه ) اين امر نمود بيشتري يافته است : قارا ( كارا ) قارداش (كارداش) ، قهرمان ( كاهرامان ) و ... صامت هاي « س» و «ش» نيز قابليت تبديل به يكديگر را نيز دارند . بر اين اساس مي توان گفت : نام روستاي « كاشان » در نزديكي شهرستان اهر به صورت «كاسان ( قازان ؟ )» نيز مي تواند باشد . « در طول سال هاي پيشين ، واژة « ان » معاني متفاوتي داشته است . يكي از مفاهيم اين لغت ، مكان و سرزمين است . « آن » مشخص كنندة مكان ، سرزمين ، اجتماع و تجمع مي باشد ... « آن و آنو » خداي سومري است . از خدايان سومري « آن » خداي آسمان و « انليل » خداي هوا ( بين زمين و آسمان ) و انكي ( خداي آب ) از رتبة والايي برخوردار بودند .در واقع « آن » هم به معناي خداي آسمان و هم به مفهوم خدا در كلمات مركب فوق به كار رفته است . آذربايجاني ها مادر خويش را با واژه هاي « آنا » ، آبا ، ننه و مامان صدا مي كنند . در دوره هاي گذشته ، آنا به شكل « آما » و « آنو » ، « آبا» به صورت « آبو » و ننه نيز به شكل « ني ني » مورد استفاده قرار گرفته است . آنا يا آنو كه مرتبط با« آن » مي باشد از مضامين اسطوره اي برخوردار است . ( نگاهي به واژه هاي اساطيري آذربايجان ، صمد چايلي ، ص 43 ) . واژة « ان » در نقش پسوند ، به معناي خان و خاقان نيز به كار گرفته شده است . « طبق تحقيقات ياكوبودسكي ، بارچين خاتون فرمان عمارت گنبدي باشكوه شبيه آرامگاه سلطان سنجر در مرو و خوارزمشاه تكش در اورگنج را صادر كرد كه در ميانة مردم به كاشانه سبز ( گؤي كاشانه ) يا ( گؤي كسنه ) معروف شده است . ( اوْغوزها ، فاروق سومر ، ترجمه آنادردي عنصري ، ص 84 )( به نام روستاهاي كاشان و كاسانا دقت شود /نگارنده ) در اين مقوله ، نام روستاي كوسالار ( كاسا لار ) باز هم درحومة اهر و روستاي «كاسين ( كاس آن ) » در ورزقان ، جالب توجه و قابل بحث و بررسي است . احتمال دوم در وجه تسمية اين اسامي اين است كه اين نام ها نشانه اي از وجود تمدن بزرگ كاسسي ها از آذربايجان تا لرستان است . كاسسي ها شهرها و روستاهاي زيادي را در ارتباط با نام قوم و تمدن خويش ساخته يا تغيير نام داده اند . ناميدن درياي خزر و شهر قزوين به ( كاس پين ) در اين موضوع جالب توجه است . و دور از ذهن نيست تا ما نام اين مناطق را برگرفته از ادبيات كاس سي هاي التصاقي زبان ، بدانيم . «کاسی ها در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از راه قفقاز وارد فلات ایران شدند، از نواحی آذربایجان و طالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی استان قزوین و همدان آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را «آکسیان» نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه) ساکن شدند. در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد و در سال ۲۴۰۰ ق.م. در شمال کشور عیلام و جنوب قلمرو کاسیان (درشمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمی خوریم که «کاشن» ( باز هم به نام روستاي كاشان در اهر دقت شود / نگارنده ) نام داشت که به عنوان نشانهای از کاسیها است. محل استقرار اوليه اين قوم پيش از مهاجرت به زاگرس احتمالاً منطقه جنوب غربي درياي خزر بوده كه در هزاره سوّم پيش از ميلاد به منطقه كوهستاني زاگرس و از آنجا نيز با عبور از معابر شمال ايلام وارد بين النهرين شده اند . دانشمندان ، زبان كاسي ها را از سلسله زبان هاي قفقاز محسوب مي دارند . يكي از دبيران بابلي فهرستي از لغات كاسي جمع كرده و روي همين اصل چنين معلوم مي شود كه زبان آنها قفقازي بوده و خيلي نزديك به زبان ايلامي ها به شمار مي آمده است»( منبع اينترنتي ). در بخش مربوط به بحث اول ، معني لغوي واژة « كاسانا » را مي توان به صورت « مادر والا مقام » ودر بخش اساطيري ؛ « خدا بانوي بزرگ » معني نمود . كذا معني روستاهاي « كاشان و كاسين » نيز مي تواند به معني « خان / خاقان بزرگ » يا« سرزمين بزرگان » باشد. به نظرم نام روستا هاي كاشان ( كاسان ) و كاسين ( كاس آن ) در حقيقت دو نام با تلفظ جدا از هم ، با يك معني ، در روستاهاي ياد شده است . در بخش دوم مي توان علت ناميدن اين روستاها به اين نام را ، نشانه اي ازوجود اقوام كاسسي ها در اين منطقه به شرحي كه در بالا گذشت ، دانست و به شرح زير : كاسانا ( سرزمين كاسسي ها ) و كاشان ، كاسين و كوسالار (كاسالار ) را « محل اجتماع كاسسي ها » ، معني نمود .
قره داغ سرزمين رازها و رمز هاست . اين بهشت گمشدة دل انگيز ، شايد از معدود سرزمين هايي است كه در جهان يافت مي شود . سرزميني رويايي ، سر سبز و خرم از جنگل هاي زيبا و دياري با وقار كه غرور و استقامتش ، برگرفته از كوه هاي سر به فلك كشيده و مردمان غيور و با فرهنگ آن است . نويسندة فقيد آذربايجان ، مرحوم آقاي صمد سرداري نيا از قول دكتر محمد تقي سياهپوش دركتاب سيري در تاريخ آذربايجان ، مي نويسد : « اين احتمال قويا وجود دارد كه كشت و زرع گندم در شبه جزيره قره داغ به عنوان ستون فقرات كشاورزي مربوط به يك زمان بسيار باستاني است » .وجود كتيبه هاي باستاني ، تصاوير منقوش در منطقه « قوشا داش » سونگون بر روي سنگ ها و دخمه هاي سنگي در قالب صورت حيوانات و انسان ، سنگهاي منقوش و چند هزار سالة روستاي « آس » در حومة اهر ، نقش و نقر پيدا شده در ليقلان ( علي آباد چاي ، زيللي دره و گوورداغي ) ، قهقهه و ... ، پيدايش جامعه و تمدن در « قره داغ » را به چند هزار سال قبل از ميلاد مربوط مي كند و اين يافته ها نشانگر وجود تمدن اوليه انسان در قره داغ است . اين وبلاگ جهت معرفي اين بهشت پر رمز و راز پايه گذاري شده است . اينجانب با وسع و توان علمي ناچيز هميشه منتظر نظرات انتقادي و علمي هستم و مدعي نيز نيستم تمام نوشته هاي من بدون اشتباه و بدون غلط است همه اشتباه مي كنند غير از ذات حق تعالي . « از غلط بيرون نباشد هيچ خط / خط تقدير است بيرون از غلط .