قره داغ دا آدلارا بیر باخیش( سقای)
سقاي
سقاي يكي از روستاهاي باستاني قره داغ است كه در دهستان جوشون از توابع ورزقان ، واقع شده است 0 به نظر مي رسد نام اصلي اين روستا ؛ « ساقاي » بوده است كه به مرور زمان به « سيقاي / سيغاي » تغيير يافته است0 « ساق نام يكي از اتحاد قبايل تركي است و اين نام در دوره هاي مختلف تاريخي و در مكانهاي متفاوت و با تاثيرپذيري از عوامل زماني و مكاني ، با اشكال متفاوتي به كار گرفته شده است ؛ به شرح زير است : ساق ، ساقاي ، ساكا ، سكاس ، سگزي ، ساس ، ساگ ، سك ، سيت ، اسكيت ، اسكيف ، ماساژئت ، ايشگوزا ، ايشغوزا ، كه همان ايش اوغوز يا ايچ اوغوز بوده و معناي آن اوغوز دروني است 0»( نگاهي به واژه هاي اساطيري آذربايجان ، صمد چايلي ، ص 141 ) « سكاها يا اسكيت ها در اوايل هزارة نخست ق. م در آسياي مركزي مي زيسته اند . آنها در اواخر سدة هشتم پيش از ميلاد از كوههاي قافقاز گذشته ، به سوي جنوب و غرب سرازير شدند. » ( آذربايجان در سير تاريخ ايران ، رحيم رئيس نيا ، ص 241 ). « تودة بزرگي از ايشگوزها در اطراف ساوالان ( سبلان ) ، ناحية مغان و هر دو ساحل رود ارس سكني گزيدند. »( تاريخ ديرين تركان ايران ، م . تقي ذهتابي ، ترجمه ، علي احمديان سراي ،ص 192 ) « ساكاها ( ساقاي ها ) با استقرار در آذربايجان در سدة هفتم قبل از ميلاد ، موجب نزديكي هر چه بيشتر زبان التصاقي آسياي ميانه شده و بدينسان در پروسة چند هزار سالة تكوين ملي و ادبي زبان مردم آذربايجان مرحله اي ويژه به وجود آورده اند . نام سه تن از فرمانروايان سكاياني كه در سدةهفتم قبل از ميلاد به اراضي آذربايجان در آمده اند دانسته است ، نخستين آنان « اسپاك » نام داشت . دومي « پارتاتوا » بود . به نظر ما جزء نخست اين نام ( پارت = پارتا ) بي شك با نام قوم " پارت = پارن " كه بعدها دولت اشكاني را بوجود آورد ، مربوط است . سومين فرمانرواي آنان « مادي » بود كه به عنوان اسم خاص در ميان اقوام ترك به كار مي رفته ( اين نام هنوز هم به صورتهاي « ماتي » و « ماتان » در اسامي زنان قره داغ كاربرد دارد . در قره داغ به زن بسيار زيبا و دلربا لقب « ماميلي ماتان » داده مي شود / نگارنده) و احتمالا به معني « محكم و استوار » است .000 ترك زبانان ساكن آذربايجان قديم ، با آمدن ساكاها – كه بخشي از آنها هم زبانشان بودند – تقويت شدند و بر حجم و وزن عمومي تودة آنها در اين سامان افزوده شد » . (همان منبع، ص162- 169 ) منابع تاريخي ، فرمانروا « آلپ ارتونقا » ( فردوسي او را افراسياب مي نامد) را يكي از مقتدرترين پادشاهان ترك هاي ساقا مي داند . ساخت و ساز شهرهاي گنجه و قزوين و حتي قم را به او نسبت مي دهند . فردوسي علي رغم تعلقات ناسيوناليستي و وابستگي اش به فرقة شعوبيه ، از او با عنوان پادشاهي دادگستر و قهرماني كه از شنيدن نام او ، كوه آهن آب مي شود ؛ نام مي برد . هرودت در بارة نبرد كوروش با ماساژئت ها (سكاها ) مي نويسد: « فرمانرواي ماساژئت ها در عهد كوروش ، ملكه توميريس ( به اعتقاد برخي از مورخان ، توميريس دختر افراسياب بود ) بود. كوروش به توميريس پيشنهاد ازدواج داد ليكن توميريس كه مي دانست اين پيشنهاد براي تسلط كوروش بر قوم و كشور وي مي باشد ، آنرا نپذيرفت . كوروش براي لشكر كشي به شمال ارس مهيا شد » . در جنگ ، پسر ملكه به دست سپاهيان كوروش افتاد و نهايتا كشته شد . توميريس بر پارسيان تاخت . پارسيان بالكل مغلوب شده از پاي در آمدند. خود كوروش نيز كشته شد .توميريس سر او را از تن جدا ساخت و در خيكي پر از خون انداخت و در حالي كه آن را در دست داشت ، چنين گفت : « هر چند من تو را در جنگ شكست دادم ، ولي تو از راه تزوير مصيبتي براي من تهيه كردي و پسر مرا از من گرفتي . چنانكه به تو گفته بودم ، حالا تو را از خونخواري سير مي كنم » ( ايران باستان ، حسن پيرنيا ، ج 1، ص 452 ) به عقيدة ميرعلي سيدف واژة « ساقاي » از تركيب : سا ( كمان ) + اُق (اوخ) به معني تير + آي ( آفريننده ، خلاق) مي باشد » پس مي توان نام اين روستا را اينطور معني كرد : « آفرينندة تير و كمان » يا به عباتي بهتر : « الهة تير و كمان » كه با توجه به پرستش رب النوع هاي مختلف در زمان هاي باستان منطقي تر نيز مي باشد . وجود روستاهايي با نام هاي مشابه سقاي در قره داغ مانند؛ سئقين ( ساقين) ، سئقين ديل ( ساقين ديل ) سئقاساي و... مي تواند دليل محكمي بر وجود تمدن « سكايي » و سكونت ساق ها در اين منطقه باشد. ريچارد . ن فراي احتمال قوي داده است كه : « محل پادشاهي سكايي در استپ موغان آذربايجان بوده است» ( رحيم رئيس نيا ، ص 249 ) . و « سكاهايي كه در اطراف درياچة اورومي مستقر شده بودند ، پايتختي به نام sakkaz يا سقّز (ساق قيز) داشتند» ( منبع قبلي ، ص 82 ، به نقل از كتاب نگاهي به واژه هاي اساطيري آذربايجان ، صمد چايلي) .
قره داغ سرزمين رازها و رمز هاست . اين بهشت گمشدة دل انگيز ، شايد از معدود سرزمين هايي است كه در جهان يافت مي شود . سرزميني رويايي ، سر سبز و خرم از جنگل هاي زيبا و دياري با وقار كه غرور و استقامتش ، برگرفته از كوه هاي سر به فلك كشيده و مردمان غيور و با فرهنگ آن است . نويسندة فقيد آذربايجان ، مرحوم آقاي صمد سرداري نيا از قول دكتر محمد تقي سياهپوش دركتاب سيري در تاريخ آذربايجان ، مي نويسد : « اين احتمال قويا وجود دارد كه كشت و زرع گندم در شبه جزيره قره داغ به عنوان ستون فقرات كشاورزي مربوط به يك زمان بسيار باستاني است » .وجود كتيبه هاي باستاني ، تصاوير منقوش در منطقه « قوشا داش » سونگون بر روي سنگ ها و دخمه هاي سنگي در قالب صورت حيوانات و انسان ، سنگهاي منقوش و چند هزار سالة روستاي « آس » در حومة اهر ، نقش و نقر پيدا شده در ليقلان ( علي آباد چاي ، زيللي دره و گوورداغي ) ، قهقهه و ... ، پيدايش جامعه و تمدن در « قره داغ » را به چند هزار سال قبل از ميلاد مربوط مي كند و اين يافته ها نشانگر وجود تمدن اوليه انسان در قره داغ است . اين وبلاگ جهت معرفي اين بهشت پر رمز و راز پايه گذاري شده است . اينجانب با وسع و توان علمي ناچيز هميشه منتظر نظرات انتقادي و علمي هستم و مدعي نيز نيستم تمام نوشته هاي من بدون اشتباه و بدون غلط است همه اشتباه مي كنند غير از ذات حق تعالي . « از غلط بيرون نباشد هيچ خط / خط تقدير است بيرون از غلط .